
من عشق را در تو
تو را در دل
دل را در موقع تپیدن
و تپیدن را برای تو دوست دارم
من غم را در سکوت
سکوت را در شب
شب را در بستر
و بستر را برای اندیشیدن به تو دوست دارم
من بهار را به خاطر شکوفه هایش
زندگی را به خاطر زیبایی هایش
و زیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم
من دنیا را به خاطر خدایش و خدا را به خاطر آفرینش تو دوست دارم


صبر کن عشق زمین گیر شود بعد برو
یا دل از دیدن تو سیر شود بعد برو
تو اگر کوچ کنی بغض دلم میشکند
صبر کن گریه به زنجیر شود بعد برو


اگه...
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری رد میشی بر میگرده نگات میکنه بدون براش مهمی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میافتی بر میگرده با عجله به سمتت میاد بدون براش عزیزی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری میخندی با خنده تو خندش میگیره بدون واسش قشنگی
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری گریه میکنی با تو اشک میریزه بدون دوست داره
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری با یکی دیگه حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته
اگه یکی رو دیدی که وقتی داری ترکش میکنه فقط سکوت میکنه بدون دیوونته
اگه یکی رو دیدی که از نبودنت داغون میشه بدون که براش همه چیز بودی
اگه یکی رو دیدی که طاقت یه لحظه دوریت رو نداره بدون بدون تو میمیره
اگه یه روز دیدیش که یه گوشه افتاده و یه پارچه سفید روش کشیده بدون واسه خاطر دوری تو مرده 


بگذار سر به سینه من
تا که بشنوی اهنگ اشتیاق
دلی دردمند را
شاید که بیش از این نپسندی به کار عشق
ازار این رمیده سر در کمند را
بگذار سر به سینه من تا بگویمت
اندوه چیست........
غم کجاست........
عشق کدام است.......

هر چی بخوای
همه چی